دکتر مصدق

سلام

یه کتاب خوندم چند جملش برام جالب بود که اینجا قرارش میدم.
یه خلاصه بگم بعد از ملی شدن نفت کلی تحریمهای خارجی و کارشکنی های داخلی بر علیه مصدق اتفاق افتاد با وجود این دکتر مصدق توانست بدون احتساب در آمد نفت دخل و خرج کشور رو کنترل کنه نکته جالب توجه برای من صادرات گوسفند به عربستان بود البته اقداماتی هم مثل حذف دفاتر شاهپورها و شاهدختها و ... بود.
بعد از شاه اختیارات بیشتری خواسته بود بعد به توافق نرسیدن و کار به جاهای باریک کشید مصدق استفا داد و شاه یکی دیگرو به نخست وزیری معرفی کرد مردم دست به تظاهرات زدن و قیام 30 تیر اتفاق افتاد بعدش مصدق دوباره سر کار اومد تا اینکه در کودتای انگلیسی امریکایی و البته خودی 28 مرداد 32 مصدق رو برکنار کردن تو کودتام کاریی کردن که حزب توده رو که مخالف سیاست مصدق بود مقصر نشون بدن بعدش مصدق رو در محکمه نظامی دادگاهی کردن.

ازجمله کارهای دکتر مصدق
اجرای قانون ملی شدن نفت
اصلاح قانون انتخابات (بماند که کیا با رای گیری زنان موافقت یا مخالفت میکردن چشمک)
اصلاح قانون مطبوعات
ملی کردن شیلات
کنترل ریخت و پاشهای پهلوی


در تاریخ 16/4/1330 چون مردم میخواستند دسته جمعی به خرج خود مجسمه ای از یشان بسازند و در یکی از میدان ها برپا کنند دکتر مصدق طی اطلاعیه ای چنین گفت "به صدای رسا که تا پایان حیات و بلکه بعد از مرگ من نیز اثر خود را در ضمیر وطن پرستان باقی بگذاری اعلام میکنم که به لعنت خدا و نفرین رسول گرفتار شود هرکس که بخواهد در حیات و مماتم به نام من بتی بسازد و مجسمه ای بریزد. زیرا هنوز رضایت وجدان برای من حاصل نشده و آن روز هم که به خواست خداوند این مقصود حاصل شود تازه نشانه انجام وظیفه است که هر کس بدان مکلف می باشد و حقا سزاوار خوشباش و پاداش نیست."

من نخست وزیر ملت هستم نه نخست وزیر شاه یا مجلس

روز 12 آبان 1332 دادگاه نظامی من میخواستم اگر روزی بیگانگان به شاه گفتند برو بگوید نمیروم حالا اگر این نظر غلط است شما عذاب بنده را زیادتر کنید. پس از روی کار آمدن حگومت جبهه ملی بلافاصله دکتر مصدق به اداره کل تبلیغات صریحا دستور داد هنگامی که درباره ایشان مطالبی از رادیو پخش میشود از لفظ جناب و القاب و عناوین و الفاظ مشابه آن خودداری شود.

مبارزه با استبداد یعنی دفاع از قانون اساسی دموکراسی و حاکمیت ملی که استقرار آن در اولویت بود و مبارزه با استعمار یعنی مبارزه با فقر جهل و حاکمیت بیگانه زیرا استعمار در تمام دنیا با چهره های گوناگون پایه هایش بر "فقر و جهل" نهاده شده است و در این راه به استثمار توده ها میپردازد که منجر به تهی دستی آن ها میشود.

در پایان سده چهارم پیش از میلاد منسیوس یکی از شاگردان کنفسیوس در پاسخ پسر امپراتور چین ( که مانند امروزی ها تکیه کلامش مبارزه با دشمن بود) گفته بود: "حقانیت و استواری دولت در وحدت با ملت است و آن کس که از کشتن مردم لذت میبرد نمی تواند این وحدت را به وجود آورد... زمامدار خوب باید نه بر ضد کشورهای دیگر بلکه بر ضد دشمن مشترک یعنی " فقر و جهل" بجنگد زیرا که فقر و جهل است که خیانت می زاید...

منبع: برای آگاهی نسل جوان نوشته احمد خلیل الله مقدم انتشارات ایران مهر 1380

/ 0 نظر / 12 بازدید